أبو علي سينا

16

قراضه طبيعيات ( فارسى )

باشد « 1 » و نيز مذهب بعضى آنست كه ميگويند كه اين قوى « 2 » نفسانى اندر دلست و دماغ او را بمنزلت آلتست « 3 » پس چون مسافت اندر « 4 » ميان ايشان دور باشد « 5 » همان خلل بحاصل آيد و « 6 » در جملة الامر « 7 » افراط اندر « 8 » درازى از اعتدال يك سو بود و چون جملهء بدن ما « 9 » معتدل باشد هر عضوى در وضع بدن « 10 » نامعتدل « 11 » باشد خلل « 12 » پديد آيد « 13 » . باب پنجم « 14 » - چراست كه « 15 » بعضى از حيوان گوش بتوانند « 16 » جنبانيدن « 17 » و مردم نتواند جنبانيد [ ن ] « 18 » . جواب « 19 » - از بهر آنك طباع را عنايتست بصيانت كردن حيوان از

--> ( 1 ) - ت : بود . ( 2 ) - م : قواى . ( 3 ) - ت : التست همچون اندر دلست مسافت . ( 4 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 5 ) - م : بود . ( 6 ) - س اين حرف را ندارد . ( 7 ) - ت : و فى الجمله . ( 8 ) - م : در . ( 9 ) - م : با . ( 10 ) - ت : اين جزء را ندارد . م : بدان ( بجاى بدن ) نامعتدل . ( 11 ) - ت : اين جزء را ندارد . م : بدان ( بجاى بدن ) نامعتدل . ( 12 ) - م : و خلل . ( 13 ) - س افزوده است : و اعتدال محمود است قوله . . . ( 14 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : ه . ( 15 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 16 ) - س : بتواند . م : نتوانند . ت : نتواند . ( 17 ) - چنين است در فت . م و ت و س : جنبانيد . ( 18 ) - ت : و مردم نه . فت : و بعضى نه . ( 19 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد .